
امروز باید میبودم باید ذوق حضور امروزم رو مینوشتم تا به این بهانه
حک میکردمش روی این قالب ، این فضا، این خونه وبالاخره روی این دل.
میدونی نفس کشیدن ، دیدن ، حس کردن ، بزرگ شدن ، زندگی کردن
و از همه مهمتر و جالبتر ، بودن رو امروز تجربه کردم .
میتونم یه خواهشی بکنم؟
اگه ساده تر میشه گفت ، بهم بگین خدا چقدر بزرگه ؟
گریه چقدر خوبه ؟ یا چطور میشه خوب گریه کرد ؟
اینکه چند تا خواهش شد ! میدونم تو که تا اینجای این متن اومدی ،
میفهمی چرا اینطور شد .
در دلم رو نزده نری !
کمی هم از عطرت بزار باشه تو اتاقم !!!!
قدر بدونیم ، قدر داره میاد.