تبليغاتX
سـئـــل | S.E.L
دوشنبه هفدهم مهر 1385
معراج

 

 

امروز باید میبودم  باید ذوق حضور امروزم  رو مینوشتم تا به این بهانه

حک میکردمش روی  این قالب ، این فضا، این خونه وبالاخره روی این دل.

میدونی نفس کشیدن  ، دیدن ، حس کردن ، بزرگ شدن ، زندگی کردن

و از همه مهمتر و  جالبتر ، بودن رو امروز تجربه کردم .

میتونم یه خواهشی بکنم؟

اگه ساده تر میشه گفت ، بهم بگین  خدا  چقدر  بزرگه ؟

گریه  چقدر خوبه ؟ یا چطور میشه خوب گریه کرد ؟

 اینکه چند تا خواهش شد ! میدونم تو که تا اینجای این متن اومدی ،

میفهمی چرا اینطور شد .

 در دلم رو نزده نری !

 کمی  هم از عطرت بزار باشه تو اتاقم !!!!

 قدر بدونیم ، قدر داره میاد.

 

+ 2:2